اعتـقـاد به موعود، در همه اديان مطرح بوده و عقيده مشترك همه آنها به شمار مى آيد؛ و هر دين و مكتبى به تناسب فرهنگ دينى و ملى خود از موعود آخرين به نامى ياد كرده است .

بـر ايـن اساس ، در آيين بودايى او را ((بوداى پنجم )) و در آيين هندو، او را ((آواتارا دهم )) گويند. در آيين زرتشت نيز از آمدن منجى و موعود آخرين خبر داده شده و او ا ((سوشيانت )) يا ((سوشيانس )) مى نامند.

كـتـب ديـنى يهود نيز ظهور رهبرى بزرگ به نام ((ماشيح )) يا ((مسيح )) در آخرالزمان را نـويد داده اند. آيين مسيحيت نيز آمدن دوباره حضرت عيساى مسيح به دنيا و برپايى حكومت جهانى به دست او را خبر داده است .

امـا انـديـشـه مـهـدويت و ظهور موعود جهانى در آيين آسمانى اسلام ، جايگاه و جلوه بيشترى دارد و بـا وجـود دلايـل معتبر از آيات و روايت متواتر و قطعى ، همه مذاهب اسلامى بر ظهور ((مهدى موعود)) از نسل فاطمه زهرا(س ) اتفاق نظر دارند. در اين ميان ، مهدى موعود در مذهب شـيـعـه ، هـم بـه دليـل جـايـگـاه اعـتـقـادى آن و هـم بـه دليل دارا بودن شناسنامه روشن و پرداختن به جزئيات زندگى و چگونگى ظهورش ، از اهميت ، قطعيت و شفافيت بيشترى برخوردار است .

كليد واژه ها: موعود، مهدويت ، مهدى موعود، آخرالزمان .

موعود در آيين بودايى

چـنـانـكـه در پـاره اى از كـتـب و مـآخـذ آمـده ، در دين بودايى نيز مسئله انتظار موعود و منجى آخـرالزّمـان مـطـرح شـده اسـت . گـفـتـه انـد كـه در اين آيين ، موعود مورد انتظار و مدّ نظر، ((بـوداى پـنـجـم )) است و آمدنش را بشارت داده ، بوداييان منتظر ظهورش مى باشند.

 

 

موعود در آيين زرتشت

منجى يا موعود آخرالزمان ، در جهان بينى و معادشناسى زرتشتى ، جايگاهى ويژه دارد. او را ((سـوشـيانت )) يا ((سوشيانس )) مى گويند. اين واژه ، فرد اسم فاعل مضارع ، از ريشه SU و SAV به مـعـنـاى سـود اسـت لذا مـراد از ايـن واژه ، فـرد سـود رسـاننده است ؛ و ((نـجـات دهـنـده و پـيـشواى دين )) نيز ترجمه و تفسير شده است .

موعود در آيين يهود

آثـار و كـتب دينى يهود نيز به طور مكرر به موعود اشاره كرده و آمدنش را نويد داده اند. در اسـفـار تـورات و بـرخـى از كـتـابـهـاى ديـگـر آن ، مربوط به برخى پيامبران بنى اسـرائيـل ، نـويـد ظهور رهبرى بزرگ به نام ((مسيح )) (يا ماشيح به زبان عبرى و به مـعـنـاى مـسـح شـده ) را داده است . با توجه به اينكه يهوديان به حـضـرت عـيـسـى مـسـيـح (ع ) ايـمان نياورده اند و بلكه كمر به كشتن او از راه آويختن بر چـوبـه دار صـليـب گـونـه ، بـسته بودند. اين مسيح يا ماشيح غير از عيسى مسيح مورد نظر و انتظار مسيحيان ـ و نيز مسلمانان ـ است .

از اين رو، مسيح موعود يهوديان هنوز به دنيا نيامده است . او كه بر اساس باور يهوديان فـرزنـدى از نـسـل داود و يـا فـرزنـد مـنـتـخب داود است ، در آخرالزّمان پديد خواهد آمد و با سـيـطـره بـر جـهـان ، پـادشـاه جـهـان و جـهـانـيـان خـواهـد شـد و بـه عدل و داد پادشاهى و حكمرانى خواهد كرد. همه ستمگران و شريران را نابود كند، فقيران و صـالحـان را رهـايـى بـخـشيده ، وارث زمين خواهد كرد. آن گاه است كه گستره زمين از آنِ يهوديان خواهد بود.

نـيـز آمـده كـه : ((زمـين ايشان از نقره و طلا پر شده و خزاين ايشان را انتهايى نيست و زمين ايـشـان از اسـبـان پـر اسـت و ارّابه هاى ايشان را انتهايى نيست . خـوشـا بـه حـال كـسـانـى كـه منتظر وى باشند... در روزى كه روشـنـايـى مـاه مـثـل روشـنـايـى آفـتـاب و روشـنـايـى آفـتـاب هـفـت چـنـدان مـثـل روشـنـايى هفت روز خواهد بود.و راى آگـاهـى بـيـش تر درباره ((موعود مسيح )) يا ((مسيح موعود)) مورد نظر يهوديان ، به اين كتاب رجوع كنيد: جوليوس كرينستون ، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقى ، نشر مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب ، قم .

 

 

موعود در آيين مسيحت

آيين مسيحيت نيز به آينده جهان و انسان ، نگاه خوشبينانه داشته ، ظهور موعودى را كه همان عـيـسـى مـسـيـح (ع ) بـاشـد، نـويد داده است . ظهور دوم (coming Second) يا بازگشت دوبـاره حـضـرت عـيـسـى مـسـيـح (ع ) براى نجات جهانيان و ايجاد يك دنياى پرشكوه ، از اعتقادات جدّى مسيحيان است . از اين رو، اگر درباره سرانجام كار حضرت مسيح (ع ) پس از ظـهـور نـخـسـت و اعـلام رسـالت و تـبـليـغ دينش ميان مسلمانان و مسيحيان اختلاف نظر وجود دارد، در اصل در ظهور دوم آن حضرت اتفاق نظر دارند.

بـر ايـن اسـاس ، عيسى (ع ) دوباره ظهور خواهد كرد و به تصريح عبارات عهد جديد (يا اناجيل چهارگانه و برخى متون فرعى وابسته به آن )، با حاكمان ستمكار خواهد جنگيد و پـس از نـابـود كـردن آنـهـا بـشر را به ساحل نجات و رستگارى رسانيده و به زندگى آرمـانـى اش جـامـه عـمـل خـواهـد پـوشـانـيـد. بـه هـمـيـن دليـل ، مـسـيـحـيـانِ مـنتظر ظهورش بايد آماده باشند و زمينه هاى ظهور آن حضرت را فراهم كنند.

موعود در آيين اسلام

اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين دين از اديان آسمانى ، به مسئله مهدى موعود بيش از سـايـر اديـان اهـمـيـت داده و در تـبـيـين مسائل مربوط به آن اهتمام خاصى ورزيده است . بر اساس ‍ جايگاه مهم مهدى موعود در اسلام است كه همه مسلمانان از هر گروه و فرقه اى بر ايـن مـسـئله اتـفـاق دارنـد كه در آخرالزّمان حضرت مهدى (عج ) خروج مى كند؛ و بر اين مسئله نيز اتفاق نظر دارند كـه آن حـضـرت از نـسل حضرت على (ع ) و فاطمه زهرا (س ) است و نامش نام پيامبر(ص ) است .

مـضـاف بر آيات فراوانى كه بر مسئله مهدويت در اسلام و ظهور حضرت مهدى (ع ) دلالت مـى كـنـد، روايات شيعه و سنّى در ايـن زمـينه ، بسيار زياد و به حد تواتر رسيده است ، به طورى كه كسى نمى تواند درباره درستى آنها ترديد به خود راه دهد.

در ايـنـجـا مـسـئله ((مـهـدى موعود)) در نگاه اسلام را در دو مذهب مهم و محورى آن يعنى سنّى و شـيـعـه پـى مى گيريم و ديدگاه اين دو مذهب اسلامى درباره اين مسئله را به طور فشرده بيان مى كنيم .

مهدى موعود در مذهب اهل سنّت

در كـتـابـهـاى اهل سنّت و جماعت آن قدر روايات درباره مهدى موعود (ع ) وجود دارد كه عقيده به آن حضرت از ضروريات دينى مذهبى آنان به شمار آمده است .

بـه عنوان مثال ، درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهانى و حضرت مهدى (ع )، 657 حديث در كـتـب آنـان از قـبـيـل : صحيح بخارى ، سنن ابن ماجه ، سنن ابن داود، سنن ترمذى ، منتخب كـنـز العـمـّال ، مـسـنـد احـمـد بـن حـنـبـل ، يـنـابـيـع المـودة ، الصـواعـق المـحـرقه و غير آن نـقـل شـده اسـت . كـتـابـهـايى كه درباره حضرت مهدى (ع ) نوشته اند و يا روايات مربوط به او را جمع آورى كرده اند، فزون از شـمـار اسـت . هـمـيـن كـتـاب مـنـتـخـب الاثـر، بـيـش از 60 كـتـاب مـعـتـبـر اهـل سـنّت را، كه به اين موضوع پرداخته اند نام مى برد، كه برخى از عالمان مشهور و بـلنـد آوازه و نـيـز اكـابـر اهـل سـنّت ، مؤ لّفان آنان اند، نظير: احمد بن داود، ابن ماجه ، تـرمـذى ، بـخـارى ، مـسـلم ، نـسائى ، بيهقى ، ماوردى ، طبرانى ، سمعانى ، ابن عساكر، كـسائى ، ابن اثير، حاكم ، ابن جوزى ، شارح معتزلى ، ابن صباغ مالكى ، ابن مغازلى ، شـافـعـى ، مـحـب الدين طبرى ، شبلنجى و...

از ايـن رو، هـمـان طـور كـه اشـاره شـد، بـه رغـم ايـن كـه اهـل سـنـّت بـه اصـل امامت ـ مانند شيعه ـ اعتقاد ندارند، ولى به خاطر زيادى روايات معتبر مـربـوط بـه ظـهـور حـضـرت مـهـدى (عـج ) و تـواتـر آنـها، اعتقاد به ظهور مهدى نامى از نـسـل فاطمه (س ) از اعتقادات ضرورى اهل سنّت به شمار آمده است و لذا انكار مهدى موعود را موجب خروج از دين مى دانند.

ابن خلدون ، جامع شناس معروف مسلمان ، نيز از جمله آنان است كه مى گويد:

بدان كه در طول تاريخ ميان تمامى اهل اسلام مشهور است و چنين اعتقاد الزامى وجود دارد كه حـتـمـا در آخـرالزمـان مـردى از اهـل بـيـت پـيـامـبـر(ص ) ظـهـور خـواهـد كـرد و دين را تازه و عـدل را آشـكار خواهد ساخت . وى بر ممالك اسلامى چيره شده و ((مهدى )) ناميده مى شود؛ و خروج ((دجّال )) آن زمان خواهد بود و سپس نشانه هاى قيامت آشكار خواهد شد. حضرت عيسى مسيح (ع ) نيز فرود خواهد آمد و دجّال كشته خواهد شد.

جالب است بدانيد كه گروه ((وهابيت )) و بزرگان آنها نيز به رغم ديرباورى و تشكيك در بـسـيـارى از عـقـايد مسلّم مورد اتفاق شيعه و سنّى ، به مسئله مهدويت اعتقاد جدّى دارند و تـرديـد درباره ظهور مهدى موعود از اهل بيت پيامبر(ص ) را روا نمى دانند. رهـبـر ايـن فـرقـه افـراطـى سـنـّى مـذهـب ، ابـن تـيميه در كتاب ((منهاج السنة النبويه )) قـائل بـه صـحـت ظـهـور مـهـدى در آخـرالزمـان است و بر درستى احاديث مهدى (ع ) تاءكيد ورزيده است .

در سـالهـاى اخـيـر نيز علماى بزرگ وهّابى در حجاز طى نامه اى به پرسش هاى درباره نـام ، چـگـونـگـى ظـهـور و مـحل ظهور حضرت مهدى (ع ) پاسخ دادند و بر ترديدناپذير بـودن مـسئله مهدويت و ظهور مهدى از اهل بيت پيامبر(ص ) تاءكيد كرده اند و منكران آن را در زمـره افـراد نـادان يـا بـدعـت گـذار قـلمـداد نـمـوده انـد.

مهدى موعود در مذهب تشيّع

انـديـشـه مـهـدويـت و مـسـئله مـهـدى مـوعـود در مـذهـب تـشـيـّع بـه دو دليـل مـهـم از جـايـگـاه بـرتـر و حـسـّاسـيت و جذّابيت بيش ترى برخوردار است : يكى به دليـل اصـالت مـسـئله امـامـت و جايگاه اعتقادى آن ، كه در فرهنگ دينى اعتقادى شيعه ، تداوم رسالت است ، و دوم اين كه طرح مسئله مهدويت در شيعه از صراحت ، شفّافيت و جامعيت بسيار بـيش ترى برخوردار است ؛ به طورى كه همه ابعاد آن و زواياى شخصيتى حضرت مهدى (عـج ) و چـگـونـگـى ظهور و تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام توسط آن حضرت به خوبى روشـن شـده و هـيـچ گـونه ابهامى در آن وجود ندارد.

نتيجه گيرى

مـوضـوع ((مـوعـود)) در هـمـه اديـان بـه نـوعـى مـطـرح شـده و بـه طـور اجمال مورد پذيرش همه آنها است .

مـسـئله مـوعـود در گـذر زمان نه تنها رنگ نمى بازد، بلكه هر چه به جلو مى آييم به طـور جـدّى تـر و پـر رنـگ تر مطرح مى شود و به عنوان يك انديشه و باور ضرورى و غير قابل انكار جلوه گر شده ، جايگاه پيدا مى كند.

سرانجام در آيين آسمانى اسلام ، انديشه مهدويت ، با مصداق روشن مهدى موعود همراه مـى شـود و آيـات و روايـات بـى شـمـارى آن را تـاءيـيـد و گـواهـى مـى كـنـد. و به همين دليـل ، هـمـه مـذاهـب اسـلامـى آن را بـه عـنـوان يـك بـاور ضـرورى و غـيـر قابل انكار دينى قبول دارند و انكار آن را روا نمى شمارند.